فرهنگ آریان‌پور

وسیله فراهم کردن

#۲۱۵٬۶۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

enable

توانا ساختن، قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن براى، اختیار دادن

۲

provide

تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن