فرهنگ آریان‌پور

وسیله‌ انجام‌ کاری

#۲۱۵٬۵۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

leverage

شیوه به کار بردن اهرم، کار اهرم، دستگاه اهرمى، وسیله نفوذ، نیرو، قدرت نفوذ (در امرى)

۲

wherewithal

که به وسیله آن، که با آن، تا چه چیز، چیزى که به وسیله آن عملى قابل اجرا است