فرهنگ آریان‌پور

وسواسی

#۲۱۵٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

morose

ترشرو، کج خلق، عبوس، وسواسى

۲

queasy

(queazy =) ـ تهوع آور، لطیف مزاج، وسواسى، زیاد دقیق

۳

queazy

(queasy =) ـ تهوع آور، لطیف مزاج، وسواسى، زیاد دقیق

۴

meticulous

باریک بین، خیلى دقیق، وسواسى، ترسو، کمرو

۵

fantastico

آدم مضحک، آدم خیالى و خنده آور، وسواسى

۶

pernickety

(persnickety =) ـ وسواسى، پرچانه، بهانه گیر، کار بسیار دقیق

۷

scrupulous

محتاط، وسواسى، ناشى از وسواس یا دقت زیاد

۸

persnickety

(pernickety =) ـ وسواسى، پرچانه، بهانه گیر، کار بسیار دقیق

۹

overcautious

بیش از اندازه محتاط، وسواسى

۱۰

valetudinarian

(valetudinary =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است

۱۱

fixed

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۱۲

fussy

داد و بیداد کن (براى چیزهاى جزیى)، ایراد گیر

۱۳

precious

گرانبها، نفیس، پر ارزش، تصنعى گرامى قیمتى، بسیار، فوق العاده

۱۴

obsessive

عقده اى، دستخوش یک فکر یا میل قوى

۱۵

compulsive

اجبارى، اضطرارى

۱۶

fastidious

سخت گیر، باریک بین، مشکل پسند، بیزار