فرهنگ آریانپور
وسایل
#۲۱۵٬۳۱۷
accouterment
وسایل، اسباب، (علوم نظامى) تجهیزات، لباس، ساز و برگ
utensil
لوازم آشپزخانه، وسایل، اسباب، ظروف
fitment
لوازم، وسایل نصب
furniture
اثاثه، اثاث خانه، سامان، اسباب، وسایل، مبل
plant
کارخانه، گیاه، مستقر کردن، کاشتن، کشت و زرع کردن، نهال زدن، در زمین قرار دادن، نهال، رستنى، نبات، ماشین آلات کارخانه، دستگاه، ماشین
outfit
تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن
facility
سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى
fittings
مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم fitting
equipment
تجهیزات، ساز و برگ