فرهنگ آریان‌پور

وساطت

#۲۱۵٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mediacy

وساطت، دخالت، شفاعت، میانجى گرى

۲

intermediacy

وساطت، میانجى گرى، مداخله، شفاعت

۳

agency

نمایندگى، وکالت، گماشتگى، ماموریت، وساطت، پیشکارى، دفتر نمایندگى

۴

mediation

میانجیگرى، وساطت

۵

intercession

میانجى گرى، پایمردى، شفاعت، وساطت، پادرمیانى

۶

intermediary

میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله

۷

interposition

پا میان گذارى، مداخله، چیزى که در میان چیزهاى دیگر گذارند، وساطت، دخالت، میانه گیرى