فرهنگ آریان‌پور

وزیر مختار

#۲۱۵٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

minister

وزیر، وزیر مختار، کشیش کمک کردن، خدمت کردن، پرستارى کردن، بخش کردن

۲

minister plenipotentiary

نماینده سیاسى که زیر دست سفیر کبیر است ولى قدرت تمام دارد، وزیر مختار