باب
#۲۱٬۵۲۹
portal
باب، سر در، دروازه، مدخل، ایوان، سیاهرگى
mode
رسم، سبک، اسلوب، طرز، طریقه، مد، وجه، باب
strait
تنگ، باریک، دشوار، باب، بغاز، تنگه، در مضیقه، در تنگنا، تنگنا
alamode
مرسوم، مد، باب
chapter
فصل (کتاب)، شعبه، قسمت، باب
fad
مد زودگذر، هوس
form
ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن
channel
شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال
popular
محبوب، وابسته به توده مردم، خلقى، ملى، توده پسند، عوام
standard
متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم
prevalent
رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر
prevailing
چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن
fashionable
شیک، مدروز، خوش سلیقه