فرهنگ آریان‌پور

وزوز کردن

#۲۱۵٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hum

وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن

۲

buzz

وزوز کردن، ورور کردن، نامشخص حرف زدن، وزوز، ورور، شایعه، همهمه، آوازه

۳

bumble

وزوز کردن، صداى زنبور کردن، اشتباه کارى کردن، سرهم بندى کردن

۴

bombinate

وزوز کردن

۵

drone

زنبور عسل نر، وزوز، سخن یکنواخت، وزوز کردن، یکنواخت سخن گفتن