فرهنگ آریان‌پور

وزوز

#۲۱۵٬۲۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

buzz

وزوز کردن، ورور کردن، نامشخص حرف زدن، وزوز، ورور، شایعه، همهمه، آوازه

۲

zoom

هواپیما را با سرعت و با زاویه تند به بالا راندن، زوم، با صداى وزوز حرکت کردن، وزوز، بسرعت ترقى کردن یا بالا رفتن، (در فیلمبردارى) فاصله کانونى عدسى را کم و زیاد کردن

۳

drone

زنبور عسل نر، وزوز، سخن یکنواخت، وزوز کردن، یکنواخت سخن گفتن

۴

fizzle

فش فش، زرزر، وزوز (صداى هیزم تر هنگام سوختن)، کوشش مذبوحانه، شکست، زه زدن