فرهنگ آریان‌پور

وزن داشتن

#۲۱۵٬۲۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

weigh

کشیدن، سنجیدن، وزن کردن، وزن داشتن

۲

scale

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن