فرهنگ آریان‌پور

وزن

#۲۱۵٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

rhythm

وزن، سجع، میزان، آهنگ موزون، نواخت

۲

cadence

وزن، آهنگ، هم آهنگى، افول

۳

meter

متر، اندازه گیر، سنجنده، (metre) اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن

۴

metre

(meter =) ـ اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، متر، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن شعر و موسیقی‌

۵

scale

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن

۶

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۷

weight

نزن، سنگینى، سنگ وزنه، چیز سنگین، سنگین کردن، بار کردن، وزن، وزنه اهمیت

۸

movement

جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت

۹

avoirdupois

اشیاء و اجناسى که با توزین فروخته مى شوند، مقیاس وزن اجناس سنگین، سنگینى، وزن

۱۰

differentia

علامت، وزن، وجه امتیاز

۱۱

heft

سنگین، ثقیل، بخش عمده، بلند کردن شعر

۱۲

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۱۳

euphony

خوش آهنگى کلمات، سهولت ادا، عدم تنافر، صداى دلپذیر

۱۴

gravity

سنگینى، ثقل، جاذبه زمین، درجه کشش، وقار، اهمیت، شدت، جدیت، دشوارى وضع واژه هاى شامل