فرهنگ آریان‌پور

وراجی کردن

#۲۱۴٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blab

فضولى کردن، وراجى کردن، گستاخى کردن، فاش و ابراز کردن، فضول

۲

yaup

(yawp =) ـ خمیازه کشیدن، زوزه، جیغ زدن، وراجى کردن

۳

jaber

ورد، سخن تند و ناشمرده، گپ، گپ زنى، وراجى کردن، تند و ناشمرده گفتن

۴

prate

هرزه درایى کردن، پچ پچ، ورور، یاوه گویى، وراجى، پرگویى، یاوه گویى کردن، وراجى کردن

۵

claver

گفتار بیهوده، وراجى، پشت سرکسى پچ پچ کردن، وراجى کردن

۶

gabble

سخن ناشمرده، گپ، وراجى، صداى غاز، ناشمرده حرف زدن، غات غات کردن (مثل غاز)، وراجى کردن

۷

rattle

تو تو کردن، تلق تلق کردن، وراجى کردن، خر خر کردن، خر خر، تق تق، جغجغه

۸

chaffer

مبادله کردن، چانه (زدن)، وراجى کردن، آدم شوخ و خوش مشرب، داد و ستد

۹

verbalize

تبدیل به فعل کردن، وراجى کردن، به صورت شفاهى بیان کردن، لفاظى کردن