فرهنگ آریان‌پور

ور ور کردن

#۲۱۴٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

babble

ور ور کردن، سخن نامفهوم گفتن، فاش کردن، یاوه گفتن، یاوه، سخن بیهوده، من و من

۲

whir

صداى وزوز (در اثر حرکت سریع)، حرکت کردن، پرواز کردن، غژغژ کردن

۳

drone

زنبور عسل نر، وزوز، سخن یکنواخت، وزوز کردن، یکنواخت سخن گفتن

۴

whirr

صداى بال مرض یاچرخ، ور، غر

۵

patter

ذکر کردن، به طور سریع ورد خواندن، تند تند حرف زدن، لهجه محلى