فرهنگ آریانپور
ور امدن
#۲۱۴٬۵۷۱
cleave
(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
peel
پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر
slough
لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن