فرهنگ آریانپور
وحشت
#۲۱۴٬۴۶۱
panic
وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن
awe
هیبت، ترس (آمیخته با احترام)، وحشت، بیم، هیبت دادن، ترساندن
fear
ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت
fray
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
funk
هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن
gast
(scare =) ـ ترساندن، وحشت، جانور بدون اولاد
dread
ترس، بیم، وحشت، ترسیدن (از)
fright
ترس ناگهانى، هراس، وحشت، ترساندن، رم دادن
horror
دهشت، ترس، خوف، وحشت، مورمور، (معنى مجازى) بیزارى
terror
دهشت، ترس زیاد، وحشت، بلا، بچه شیطان
abhorrence
تنفر، بیزارى، انزجار، وحشت
trepidation
بیم و هراس، آشتفگى، لرزش، رعشه، وحشت alarm consternation