فرهنگ آریان‌پور

وجود داشتن

#۲۱۴٬۴۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

exist

زیستن، وجود داشتن، موجود بودن، بودن

۲

be

بریلیم - (Be)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 4 و جرم اتمى 9.012182 گرم بر مول، فلز بریلیوم به رنگ خاکسترى فولادى

۳

come

(past: came ; past participle: come) ـ آمدن، رسیدن

۴

occur

رخ دادن، واقع شدن، اتفاق افتادن، خطور کردن

۵

remain

ماندن، باقیماندن، اقامت کردن، مانده، اثر باقیمانده، (در جمع) بقایا

۶

obtain

به دست آوردن، فراهم کردن، گرفتن

۷

prevail

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن