وثیقه
#۲۱۴٬۲۸۷
gage
(gauge =) ـ اندازه گرفتن، گرو گذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن اندازه، درجه، وسیله اندازه گیرى، اندازه گیر، گرو، وثیقه، رجز خوانى، مبارزه طلبى
pledge
در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن
surety
ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان
caution
احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به
earnest
جدى، دلگرم، با حرارت، مشتاق، صمیمانه، سنگین، علاقه شدید به چیزى، وثیقه، بیعانه
hostage
گرو، گروگان، شخص گروى، (معنى مجازى) وثیقه
guaranty
ضمانت، تضمین، وثیقه
security
ایمنى، امان، امنیت، آسایش خاطر، اطمینان، تامین، مصونیت، وثیقه، گرو، تضمین، ضامن
assurance
پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى
guarantee
ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن
collateral
هم بر، پهلو به پهلو، متوازى، تضمین، (آمریکایى) وثیقه
bail
توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن bail deposit margin