واژههای فارسی←وتریفرهنگ آریانپوروتری#۲۱۴٬۲۸۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fasciateکمر بندى، داراى پوشش، وترى، راه راه، داراى راه راه رنگى۲tendinousبى مانند، وترى، پى دار، گوشت پوره دارواژههای نزدیک در الفباوتر اشیلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوتر بالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوتر دایرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوتر عضلانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوتر مثلث قائم الزاویهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوتر یا عضوی به - اصلاح -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر