فرهنگ آریانپور
وتر
#۲۱۴٬۲۷۶
cord
سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر
chord
عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم کالبدشناسی
cords
سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر cord
nerve
عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن
thews
نیروى عضلانى، عضله، عادت، راه و رسم، رفتار، مشى، تقوا، وتر
tendon
(در گوشت) پوره، (کالبد شکافى) پى، وتر، زردپى، (در جمع) اوتار
hypotenuse
(هندسه) زه، وتر، وتر مثلث قائم الزاویه