فرهنگ آریان‌پور

وتر

#۲۱۴٬۲۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cord

سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر

۲

chord

عصب، ریسمان، (هندسه) وتر، قوس، زه، تار، وتر، سیم کالبدشناسی‌

۳

cords

سیم، ریسمان، طناب نازک، رسن، زه، وتر cord

۴

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن

۵

thews

نیروى عضلانى، عضله، عادت، راه و رسم، رفتار، مشى، تقوا، وتر

۶

tendon

(در گوشت) پوره، (کالبد شکافى) پى، وتر، زردپى، (در جمع) اوتار

۷

hypotenuse

(هندسه) زه، وتر، وتر مثلث قائم الزاویه