فرهنگ آریان‌پور

وانمودی

#۲۱۴٬۱۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

simulative

وانمودى، صورى، داراى شباهت ظاهرى، تقلیدى

۲

seeming

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن

۳

ostensible

نمایان، ظاهر، قابل نمایش، صورى outwardly