فرهنگ آریان‌پور

وانمود سازی

#۲۱۴٬۱۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pretence

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۲

pretense

وانمود سازى، تظاهر، بهانه، ادعا

۳

hypocrisy

دورویى، ریا، ریاکارى، دو رنگى، وانمود سازى، زرق، سالوس

۴

imposture

دورویى، غصب، طرارى، فریب، مکر، حیله

۵

masquerade

بالماسکه، رقص بانقاب هاى مضحک و ناشناس، تغییر قیافه، به لباس مبدل در آمدن، قیافه ظاهرى به خود دادن، لباس مبدل

۶

playacting

در تئاتر بازى کردن، هنرپیشه شدن، رل بازى کردن، رفتار متظاهر داشتن، به خود بستن

۷

pretension

وانمود، ادعا، دعوى، خودفروشى، تظاهر، قصد

۸

dissimulation

دورویى، فریب