فرهنگ آریان‌پور

وام

#۲۱۴٬۱۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

loan

وام، قرض، قرضه، عاریه، واژه عاریه، عاریه دادن، قرض کردن

۲

debt

بدهى، وام، قرض، دین، قصور

۳

prest

قرض، وام، قرضه، پیش پرداخت

۴

borrowing

قرض گرفتن، وام گرفتن، اقتباس کردن، قرض کردن، رقم قرضى borrow

۵

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۶

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن