فرهنگ آریان‌پور

واگن باری

#۲۱۳٬۹۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

freight car

واگن بارى

۲

Van

پیشقدم، پیشرو، پیشگام، پیشقراول، بال جناح، جلو دار، پیشوا، رهبرى کردن، جلو داربودن، کامیون سر بسته

۳

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى

۴

wagon

(waggon =) ـ واگن، ارابه، بارکش، با واگن حمل کردن