فرهنگ آریان‌پور

واکنش

#۲۱۳٬۸۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

reflex

بازتاب، واکنش، عکس العمل غیر ارادى

۲

rebound

دوباره به جاى اول برگشتن، حرکت ارتجاعى داشتن، منعکس شدن، پس زدن، برگشتن، جهش کردن، داراى قوه ارتجاعى، واکنش، اعاده

۳

reaction

(reactional =) ـ واکنش، انفعال، عکس العمل، انعکاس، واکنشى

۴

reactance

مقاومت واکنشى، مقاومت القایى یا خازنى، واکنش برق، واکنش

۵

reactional

(reaction =) ـ واکنش، عکس العمل، انعکاس، واکنشى

۶

repercussion

بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى

۷

feedback

باز خورد