فرهنگ آریان‌پور

واقعه

#۲۱۳٬۷۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۲

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۳

rede

مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت

۴

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور

۵

episode

حادثه ضمنى، حادثه معترضه، داستان فرعى، فقره

۶

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۷

happening

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۸

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد