واژههای فارسی←واقع شونده در یک وقتفرهنگ آریانپورواقع شونده در یک وقت#۲۱۳٬۷۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱coincidentهمرویده، واقع شونده در یک وقت، منطبق، متلاقىواژههای نزدیک در الفباوابشتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابشت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر