واژههای فارسی←واقع شونده بر بالین بیمارفرهنگ آریانپورواقع شونده بر بالین بیمار#۲۱۳٬۷۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱clinicalبسترى، بالینى، وابسته به بستر بیمار، واقع شونده بر بالین بیمارواژههای نزدیک در الفباوابشتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابشت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر