فرهنگ آریان‌پور

واقع شدن - موثر -

#۲۱۳٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن