فرهنگ آریان‌پور

واقع شدن

#۲۱۳٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lie

(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى

۲

occur

رخ دادن، واقع شدن، اتفاق افتادن، خطور کردن

۳

happen

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن