فرهنگ آریان‌پور

واقع - خلاف -

#۲۱۳٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

untrue

دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا

۲

patent

آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ

۳

outright

یک جا، جمله، آشکارا، کاملاً، بیدرنگ

۴

trumped up

خلاف واقع، نادرست، بیمورد، ناروا، جعلى