فرهنگ آریان‌پور

وافر

#۲۱۳٬۶۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

opulent

وافر

۲

luxuriant

وافر، مجلل، انبوه، پربرکت

۳

plenteous

وافر، سرشار، پربار

۴

plenitudinous

وافر، سرشار

۵

umpteen

(umpteenth =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار

۶

liberal

آزاده، نظر بلند، داراى سعه نظر، روشنفکر، آزادى خواه، زیاد، جالب توجه، وافر، سخى

۷

profuse

فراوان، وافر، سرشار، سارى، لبریز، سرشار ساختن

۸

abundant

بسیار، فراوان، وافر

۹

umpteenth

(umpteen =) ـ بى حد و حصر، معتنى به، متعدد، وافر، بیشمار

۱۰

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن

۱۱

ample

فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه

۱۲

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۱۳

bumper

سپر اتومبیل، ضرب خور، چیز خیلى بزرگ

۱۴

copious

فراوان، مفصل، زیاد، خیلى

۱۵

affluent

فراوان، دولتمند

۱۶

bounteous

بخشنده، سخى، با سخاوت، فراوان، پربرکت