فرهنگ آریان‌پور

واسطه - بلا -

#۲۱۳٬۵۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

immediate

بى درنگ، فورى، بلافاصله، بلا واسطه، پهلویى، آنى، ضرورى، بلافصل