فرهنگ آریان‌پور

واسط

#۲۱۳٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى

۲

interface

فضال، میانجى، وصل کردن از راه فاصل

۳

intermediary

میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله