فرهنگ آریانپور
واژگونی
#۲۱۳٬۴۳۳
overturn
واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن
resupination
واژگونى، خمیدگى، وارونه بودن
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
overset
واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى
reversal
برگشت، واژگونى، نقض، واژگون سازى
eversion
برگردانى، واژگونى، واژگون سازى، خرابى، (پزشکى) برگرداندن پلک چشم و غیره
turnover
برگشت، حجم معاملات، تغییر و تبدیل