فرهنگ آریان‌پور

واژگونی

#۲۱۳٬۴۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

overturn

واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن

۲

resupination

واژگونى، خمیدگى، وارونه بودن

۳

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۴

overset

واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى

۵

reversal

برگشت، واژگونى، نقض، واژگون سازى

۶

eversion

برگردانى، واژگونى، واژگون سازى، خرابى، (پزشکى) برگرداندن پلک چشم و غیره

۷

turnover

برگشت، حجم معاملات، تغییر و تبدیل