فرهنگ آریانپور
اثبات
#۲٬۱۳۴
proving
اثبات
subantiation
اثبات
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
proof
دلیل، گواه، نشانه، مدرک، اثبات، مقیاس خلوص الکل، محک، چرکنویس، برهان
agument
بحث، مباحثه، مناظره، دلیل، حجت، اثبات
assertion
تاکید، اثبات، تائید ادعا، اظهار نامه، اعلامیه، بیانیه، آگهى، اخبار، اعلان، ادعا
positivity
مثبت بودن، اطلاق، یقین، قطع، صراحت، اثبات
affirmation
اظهار قطعى، تصریح، تصدیق، اثبات، تاکید
predication
اسناد، اطلاق، اظهار، اثبات، موعظه، اعلام
ascertainment
تحقیق، اثبات
demonstration
نمایش، اثبات، دمونستراسیون، تظاهرات
substantiation
تحقق، اثبات، تجسم
evidence
گواه، مدرک (مدارک)، ملاک، گواهى، شهادت، شهادت دادن، ثابت کردن
reasoning
دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن
testimony
گواهى، شهادت، تصدیق، مدرک، دلیل، اظهار
confirmation
تایید، تصدیق، تائید، ابرام، تثبیت، استقرار corroboration