فرهنگ آریان‌پور

وارونه

#۲۱۳٬۳۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inverse

وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون

۲

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۳

inverted

وارونه

۴

upside down

وارونه، معکوس، واژگون

۵

head over heels

وارونه، پشت و رو، نا امیدانه، عمیقا

۶

backset

بازداشت، عقب زنى، معکوس، وارونه

۷

backward

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن، به عقب

۸

converse

صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن معکوس، واژگون، وارونه، عکس، مخالف، گفتگو، آمیزش، صحبت

۹

opposite

رو به رو، مقابل، ضد، وارونه، از رو به رو، عکس قضیه

۱۰

backwards

عقب افتاده، به پشت، از پشت، وارونه، عقب مانده، کودن

۱۱

contrariwise

برعکس، به طور وارونه و معکوس

۱۲

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش " over topsyturvy un upset