فرهنگ آریان‌پور

وارون

#۲۱۳٬۳۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inverse

وارونه، معکوس، برعکس، مقابل، برگشته، وارون

۲

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۳

converse

صحبت کردن، مذاکره کردن، محاوره کردن معکوس، واژگون، وارونه، عکس، مخالف، گفتگو، آمیزش، صحبت

۴

conversely

برعکس، به طور وارونه یا معکوس، از طرف دیگر

۵

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه

۶

reciprocal

معکوس، دوجانبه، متقابل، عمل متقابل، دو طرفه