فرهنگ آریان‌پور

وارفتن

#۲۱۳٬۳۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

wane

رو به کاهش گذاشتن، نقصان یافتن، کم شدن، افول، کم و کاستى، وارفتن، به آخر رسیدن

۲

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۳

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن

۴

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۵

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن

۶

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال

۷

decompose

از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن

۸

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن