فرهنگ آریانپور
وارفتن
#۲۱۳٬۳۲۱
wane
رو به کاهش گذاشتن، نقصان یافتن، کم شدن، افول، کم و کاستى، وارفتن، به آخر رسیدن
melt
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
blench
جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن
loosen
شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن
dissolve
آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن
separate
جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن
disintegrate
خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن