فرهنگ آریان‌پور

وارسیدن

#۲۱۳٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۲

consider

رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن