فرهنگ آریان‌پور

وارسی‌ کردن

#۲۱۳٬۳۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۲

verify

بازبینى کردن، تحقیق کردن، رسیدگى کردن، صحت و سقم امرى را معلوم کردن، ممیزى کردن

۳

examine

امتحان کردن، بازرسى کردن، معاینه کردن، بازجویى کردن، آزمودن، آزمون کردن

۴

explore

سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن

۵

inspect

سرکشى کردن، بازرسى کردن، تفتیش کردن، رسیدگى کردن

۶

consider

رسیدگى کردن (به)، ملاحظه کردن، تفکر کردن