فرهنگ آریان‌پور

وارد کردن به‌ کاری

#۲۱۳٬۲۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

initiate

راه انداختن، ابتکار کردن، وارد کردن، تازه وارد کردن، آغاز کردن، بنیاد نهادن، نخستین قدم را برداشتن