فرهنگ آریان‌پور

وارد شدن به‌ کلیسا

#۲۱۳٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

enter

ثبت کردن، داخل شدن، درآمدن، وارد شدن، تو آمدن، تو رفتن، اجازه دخول دادن، به دست آوردن، قدم نهادن در، داخل عضویت شدن، نام نویسى کردن