فرهنگ آریانپور
وارد جزئیات شدن
#۲۱۳٬۲۵۳
circumstantiate
(حقوق) امارات لازمه را تهیه کردن، قرائن و امارت را به دست آوردن، وارد جزئیات شدن
detail
جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن
dilate
اتساع دادن، گشاد کردن، بزرگ کردن
delineate
مشخص کردن، ترسیم نمودن، معین کردن
elaborate
استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن
particularize
با ذکر جزئیات شرح دادن