فرهنگ آریان‌پور

وارد جزئیات شدن

#۲۱۳٬۲۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

circumstantiate

(حقوق) امارات لازمه را تهیه کردن، قرائن و امارت را به دست آوردن، وارد جزئیات شدن

۲

detail

جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن

۳

dilate

اتساع دادن، گشاد کردن، بزرگ کردن

۴

delineate

مشخص کردن، ترسیم نمودن، معین کردن

۵

elaborate

استادانه درست شده، به زحمت درست شده، به زحمت ساختن، داراى جزئیات، با دقت شرح دادن

۶

particularize

با ذکر جزئیات شرح دادن