واژههای فارسی←وارد بخدمت اجباری کردنفرهنگ آریانپوروارد بخدمت اجباری کردن#۲۱۳٬۲۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱commandeerوارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردنواژههای نزدیک در الفباوابشتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابشت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیوابندیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر