فرهنگ آریان‌پور

وارد بخدمت اجباری کردن

#۲۱۳٬۲۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

commandeer

وارد بخدمت اجبارى کردن، براى ارتش برداشتن، مصادره کردن