فرهنگ آریان‌پور

وارد - تازه -

#۲۱۳٬۲۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

newcomer

تازه وارد، نو آیند

۲

immigrant

مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره

۳

tenderfoot

پیش آهنگ تازه کار، (مغرب آمریکایى) آدم تازه وارد، تازه کار