با
#۲۱٬۳۱۹
cum
با، باضافه
mid
با، همراه با، نیمه، میانى، وسطى
per
با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق
with
با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت with صدای بره یا بز
together
با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
in
پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)
about
در باره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف، نزدیک، قریب، در حدود، در باب، راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو، تقریبا، بالاتر، (علوم نظامى) فرمان عقب گرد
along
همراه، جلو، پیش، در امتداد خط، موازى با طول
mauger
بدخواهى، سوء نیت، با وجود، با، علیرغم
maugre
بدخواهى، سوء نیت، با وجود، با، علیرغم
against
دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با
baa
بع بع (گوسفند)، بع بع کردن، مثل گوسفند صدا کردن
and
و، ضرب منطقى، و (حرف ربط) ـ واژه هاى شامل and ـ (84)
unto
(to =) ـ به سوى، سوى، به طرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسى است