فرهنگ آریان‌پور

واپسین

#۲۱۲٬۸۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

aftermost

نزدیکترین دکل عقب کشتى، پست ترین، عقب ترین، واپسین

۲

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۳

final

بالاخره، عاقبت، سرانجام

۴

latest

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۵

latter

آخر، آخرى، عقب تر، دومى، این یک، اخیر

۶

ultimate

سرانجام، بالاخره، عاقبت امر، دست آخر، آجلا