فرهنگ آریان‌پور

واپساندن

#۲۱۲٬۸۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

suspend

آویزان شدن یا کردن، اندروا بودن، معلق کردن، موقتا بیکار کردن، معوق گذاردن

۲

reprieve

مجازات کسى را بتعویق انداختن، رخصت