فرهنگ آریانپور
اینک
#۲۱٬۲۱۰
lo
هان، اینک، آهاى، ببین، بنگر
now
حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک
behold
(past: beheld ; past participle: beheld) ـ دیدن، مشاهده کردن، نظاره کردن، (در وجه امرى) ببین، اینک، هان
squeal
جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن