فرهنگ آریان‌پور

اینک

#۲۱٬۲۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

lo

هان، اینک، آهاى، ببین، بنگر

۲

now

حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک

۳

behold

(past: beheld ; past participle: beheld) ـ دیدن، مشاهده کردن، نظاره کردن، (در وجه امرى) ببین، اینک، هان

۴

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن