فرهنگ آریان‌پور

اینده‌ گرای

#۲۱٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward futurist